mahnaz-lovely
برای تازه شدن دیر نیست
دستم بگير
دستم بگير دستم را تو بگير التماس دستم را بپذير
درماني باش پيش از آنکه بميرم
آوازي باش پرواز اگرکه نيست همدردي باش همراز اگر که نيست
آغازي باش تا پايان نپذيرم
گلداني باش گلزار اگر که نيست دلبندي باش دلدار اگر که نيست
سبزينه باش با فصل بد وپيرم
از بوي تو چون پيراهن تو آغشته شد جانم با تن تو
آغوشي باش تا بوي تو بگيرم
لبخندي باش در روز وشب من در هم شکست از گريه لب من
باراني باش بر اين تشنه کويرم
آهنگي باش در اين خانه بپيچ پژواکي باش از بگذشته که هيچ
آهنگي نيست در نائي که اسيرم
آوازي باش پرواز اگر که نيست همدردي باش همراز اگر که نيست
آغازي باش تا پايان نپذيرم
... لبخندي باش
... آهنگي باش
... از بوي تو
ثانیه ها .... دقیقه ها .... ساعت ها .... روزها .... هفته ها .... ماه ها .... سال ها .... قرن ها و هزاران و هزاران و هزاران سال دریا فکر کرد و فکر کرد و تلاش کرد تا بتونه ساحل رو عاشق خودش بکنه . ولی نشد که نشد .
تا اون موقع دریا نمیذاشت که امواج احساسش به ساحل برسن . حتی نمیذاشت ساحل صدای اونارو بشنوه . آخه فکر میکرد ساحل ممکنه دوسش نداشته باشه . ولی یه روز با خودش فکر کرد که برای یک بار هم که شده یه کاری رو امتحان بکنه . به همین خاطر هم تمام عشقش رو به شکل موج های کوچک درآورد و همشون رو به سوی یاحل فرستاد . وقتی ساحل این عشق رو دید و فهمید که دریا چقدر دوسش داره تصمیم گرفت که اون هم عاشقانه دریا رو دوست داشته باشه . ساحل از اون به بعد از دریا خواست که عشقش رو با همون موج ها و صداشون به اون نشون بده . ساحل هم به دریا اجازه داد تا با موج هاش هر شکلیکه میخواد به ساحل بده . برای همینه که دریا خمیشه مواج هست . و موج عشقی هیت که دریا نثار ساحل میکنه . هرچقدر این امواج بزرگتر باشند شدت علاقه ی دریا به ساحل بیشتر هست و اونها در حال معاشقه هستند .
ولی متاسفانه آدما فکر میکنند که این مواقع دریا عصبانی هست و فکر میکنند دریا طوفانی هست . در حالی که اصلا اینطوری نیست . در ضمن از وقتی که دریا و ساحل عاشق هم شدند تا حالا کسی نتونسته اونها رو از هم جدا بکنه .
هرجا دریا باشه ساحل هم هست و هر کجا که ساحل باشه دریا هم اونجاست ......................





قلمرو هستي از آن توست و همواره از آن تو بوده است.
چيزي در تو اتفاق مي افتد که با تو مي ماند و مرگ هم آن را از تو باز نخواهد ستاند.
انسان زماني به حقيقت خويش نايل شده که به چيزي رسيده باشد
که مرگ هم توان گرفتن آن را نداشته باشد. در غير اين صورت،با حضور بي منازع مرگ ، چه کسي برنده وچي کسي بازنده است؟






عشق نيروي است در عاشق كه او را
به طرف معشوق مي كشاند
و دوست داشتن جاذبه اي است در دوست
كه دوست را به طرف دوست مي برد.........
عشق غذا خوردن يك حريص است......
دوست داشتن در سرزميني بيگانه
يافتني است...... عشق جنون چيزي
جز خرابي و پريشاني نيست ... اما
دوست داشتن در اوج معراج از سرحد
عقل فراتر مي رود به قله بلند افتخار

مي خوام از دوست داشتن بگم
از دوست داشتن تو و خودم بگم
دوست داشتن براي من يه واژه بود
مثل موج تو دريا سرگردون بود
به وقت تنهايي سراغش ميرفتم
وقت خوشي فراموشش مي كردم
تو روزاي ابري
پشت پنجره واسي آدم برفي بيچاره
دل مي سوزندم
چون خودمو مثل اون تو حصار مي ديدم
وقت بهار
دنبالت مي گشتم
دنبال اداي دوست داشتن گلها
زير بارون مي رقصيدم
اما هيچي ازش نمي فهميدم
اما با اومدن تو
همه چيز عوض شد
رنگ گلها
خواب زندگي
رنگ ديگي شد
دفتر مشقم هر شب با اسم تو پر شد
رنگ نقاشيام رنگ چشماي تو شد
شبا تو خواب روياي من
نوازش دستهاي گرم تو شد
تو خواب و بيداري
تو زندگي و رويا
فقط يه آرزوي كوچيك دارم
يه آرزوي كوچيك و محال دارم
با اجازه از صاحب سايت به دردتون مي خوره
غيبت و راههاي درمان آن
ادامه مطلب
سوختم
پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت
بيچاره از اين عشق سوختن آموخت
فرق منو پروانه در اينست
پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت
*********************
************
****
*

| Design By : Night Skin |

