تبليغاتX
mahnaz-lovely


mahnaz-lovely

برای تازه شدن دیر نیست




دستم بگير



دستم بگير دستم را تو بگير التماس دستم را بپذير



درماني باش پيش از آنکه بميرم



آوازي باش پرواز اگرکه نيست همدردي باش همراز اگر که نيست



آغازي باش تا پايان نپذيرم



گلداني باش گلزار اگر که نيست دلبندي باش دلدار اگر که نيست



سبزينه باش با فصل بد وپيرم



از بوي تو چون پيراهن تو آغشته شد جانم با تن تو



آغوشي باش تا بوي تو بگيرم



لبخندي باش در روز وشب من در هم شکست از گريه لب من



باراني باش بر اين تشنه کويرم



آهنگي باش در اين خانه بپيچ پژواکي باش از بگذشته که هيچ



آهنگي نيست در نائي که اسيرم



آوازي باش پرواز اگر که نيست همدردي باش همراز اگر که نيست



آغازي باش تا پايان نپذيرم


... لبخندي باش

... آهنگي باش

... از بوي تو




نوشته شده در جمعه 1387/05/11ساعت 22:9 توسط مهناز|


 

عاشقی بود به اسم دریا و معشوقی بود به اسم ساحل . دریا همیشه در تلاطم بود تا هر طوری که شده نظر ساحل رو به خودش جلب بکنه و بتونه عشقش رو به ساحل تقدیم بکنه .
ثانیه ها .... دقیقه ها .... ساعت ها .... روزها .... هفته ها .... ماه ها .... سال ها .... قرن ها و هزاران و هزاران و هزاران سال دریا فکر کرد و فکر کرد و تلاش کرد تا بتونه ساحل رو عاشق خودش بکنه . ولی نشد که نشد .
تا اون موقع دریا نمیذاشت که امواج احساسش به ساحل برسن . حتی نمیذاشت ساحل صدای اونارو بشنوه . آخه فکر میکرد ساحل ممکنه دوسش نداشته باشه . ولی یه روز با خودش فکر کرد که برای یک بار هم که شده یه کاری رو امتحان بکنه . به همین خاطر هم تمام عشقش رو به شکل موج های کوچک درآورد و همشون رو به سوی یاحل فرستاد . وقتی ساحل این عشق رو دید و فهمید که دریا چقدر دوسش داره تصمیم گرفت که اون هم عاشقانه دریا رو دوست داشته باشه . ساحل از اون به بعد از دریا خواست که عشقش رو با همون موج ها و صداشون به اون نشون بده . ساحل هم به دریا اجازه داد تا با موج هاش هر شکلیکه میخواد به ساحل بده . برای همینه که دریا خمیشه مواج هست . و موج عشقی هیت که دریا نثار ساحل میکنه . هرچقدر این امواج بزرگتر باشند شدت علاقه ی دریا به ساحل بیشتر هست و اونها در حال معاشقه هستند .
ولی متاسفانه آدما فکر میکنند که این مواقع دریا عصبانی هست و فکر میکنند دریا طوفانی هست . در حالی که اصلا اینطوری نیست . در ضمن از وقتی که دریا و ساحل عاشق هم شدند تا حالا کسی نتونسته اونها رو از هم جدا بکنه .
هرجا دریا باشه ساحل هم هست و هر کجا که ساحل باشه دریا هم اونجاست ......................


نوشته شده در پنجشنبه 1387/05/10ساعت 17:17 توسط مهناز| |




به محض آنکه دانستي که کي هستي،درهاي راز هاي هستي به رويت گشوده خواهند شد.

قلمرو هستي از آن توست و همواره از آن تو بوده است.

چيزي در تو اتفاق مي افتد که با تو مي ماند و مرگ هم آن را از تو باز نخواهد ستاند.

انسان زماني به حقيقت خويش نايل شده که به چيزي رسيده باشد
که مرگ هم توان گرفتن آن را نداشته باشد. در غير اين صورت،با حضور بي منازع مرگ ، چه کسي برنده وچي کسي بازنده است؟


 
نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/09ساعت 16:6 توسط مهناز|

مطالب عاشقانه.....عکسهای زیبا WWW.farhadkazemi.blogfa.COM
عشق و دوست داشتن

عشق نيروي است در عاشق كه او را

به طرف معشوق مي كشاند

و دوست داشتن جاذبه اي است در دوست

كه دوست را به طرف دوست مي برد.........

عشق غذا خوردن يك حريص است......

دوست داشتن در سرزميني بيگانه

يافتني است...... عشق جنون چيزي

جز خرابي و پريشاني نيست ... اما

دوست داشتن در اوج معراج از سرحد

عقل فراتر مي رود به قله بلند افتخار



نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/09ساعت 15:58 توسط مهناز|


WWW.farhadkazemi.blogfa.COM



مي خوام از دوست داشتن بگم

از دوست داشتن تو و خودم بگم

دوست داشتن براي من يه واژه بود

مثل موج تو دريا سرگردون بود

به وقت تنهايي سراغش ميرفتم

وقت خوشي فراموشش مي كردم

تو روزاي ابري

پشت پنجره واسي آدم برفي بيچاره

دل مي سوزندم

چون خودمو مثل اون تو حصار مي ديدم

وقت بهار

دنبالت مي گشتم

دنبال اداي دوست داشتن گلها

زير بارون مي رقصيدم

اما هيچي ازش نمي فهميدم

اما با اومدن تو

همه چيز عوض شد

رنگ گلها

خواب زندگي

رنگ ديگي شد

دفتر مشقم هر شب با اسم تو پر شد

رنگ نقاشيام رنگ چشماي تو شد

شبا تو خواب روياي من

نوازش دستهاي گرم تو شد

تو خواب و بيداري

تو زندگي و رويا

فقط يه آرزوي كوچيك دارم

يه آرزوي كوچيك و محال دارم



نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/09ساعت 2:45 توسط مهناز| |



سلام بچه ها من مي خوام امروز يه چيزايي بهتون بگم

با اجازه از صاحب سايت به دردتون مي خوره

غيبت و راههاي درمان آن




ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه 1387/05/09ساعت 2:3 توسط مهناز| |





سوختم

پروانه به شمع بوسه زد و بال و پرش سوخت

                                      بيچاره از اين عشق سوختن آموخت

فرق منو پروانه در اينست

                               پروانه پرش سوخت ولي من جگرم سوخت


*********************
************
****
*






 
نوشته شده در سه شنبه 1387/05/08ساعت 23:14 توسط مهناز| |


Design By : Night Skin