تبليغاتX
mahnaz-lovely


mahnaz-lovely

برای تازه شدن دیر نیست


رسم عاشقی

 

تا حالا شده بری یه جایی که طبیعت باشه مثلا یه کلبه توی جنگل بعد یه چراغ روشن بکنی و بشینی نگاهش بکنی .
اگر این کار رو کردی که هیچ . ولی اگر این کار رو نکردی بذار بگم چی میشه . وقتی که چراغ رو روشن کردی یک عالمه پروانه میان و دور چراغ میگردن . انقدر میگردن و میگردن که یا گرمای چراغ می کشتشون یا اینکه تمام نیروشون رو از دست میدن و میوفتن روی زمین .
ولی جریان اینجا تموم نمیشه . میدونی چرا ؟ اگه میدونی که بقیشو نخون . ولی اگر نمیدونی بذار بهت بگم .
این کار رو میکنن چون عاشق چراغ و نورش هستن . اونایی که مردن یعنی به کمال عاشقی دست پیدا کردن و اونایی که نمردن و فط خسته شدن در پی این هستن که هر طور شده دفعه ی بعد انقدر عاشق شده باشن و به چراغ نزدیک که از شدت عشق جونشون رو از دست بدن .
تمام این حرفا رو زدم که بگم :
رسم عاشقی اینه که یا اسم عاشقی رو نیار یا اینکه اگه عاشق شدی و عشقت رو نثار وجود کسی کردی باید از پروانه ها یاد بگیری که چطور جونشون رو برای معشوقشون میدن .


نوشته شده در دوشنبه 1387/04/10ساعت 17:30 توسط مهناز| |


زندگی ... مرگ

 

زندگی سیبی نیست که توانی آن را گاز زنی با پوست
سیب گرچه زیبا
گرچه سرخ
گرچه شیرین
شاید این سیب شیرین باشد ، شاید ترش
شاید سالم
شایدم کرمی در آن میجنبد
زندگی زیبا نیست تا شود آن را به سیبی سرخ تشبیهش کرد
زندگی حس غریبی است که یک مرغ مهاجر دارد
زندگی ساکن است
زندگی پرواز نیست
زندگی حس دو عاشق نیست که به هم نزدیکند
زندگی آن لحظه است که دو عاشق دورند
دورند و دورند و دور
آن قدر دور که شاید سال ها ، شاید .......
شاید این زندگی پست نگذارد آن ها طعم عشق را بچشند
زندگی دریایی است
ژرف ، مواج ، سیاه
نتوان کرد شنا
زندگی باده و می نیست که تو را آزاد کند از غم ها
زندگی تلخ است ، تلخ
تلخ تلخ مثل شرنگ
زندگی نردبانی نیست که تو را ببرد تا عرش خدا
زندگی شیبی است که تو را از عرش خدا میکشد در اعماق ، تا ته چاه
زندگی معنایی است بی معنا
مترادف نیست با چیزی ، نیست متضاد
زندگی رویا نیست که زیبا باشد
زندگی کابوس است ، وحشتناک
زندگی جنگل نیست ، سرسبز ، پر گل های قشنگ
زندگی هست کویر ، خشک ، بی آب و علف
من هنوز حیرانم
که چرا این مردم عاشق زندگی اند
عاشق مرگ شوید
عاشق آزادی
مرگ تعبیری است بی همتا
مرگ یعنی سیبی سرخ که درونش پیداست
مرگ یعنی مرغان مهاجر که رسیدند به هدف
مرگ یعنی دو عاشق که دور بودند ز هم و رسیدند به هم
مرگ یعنی چشمه ، روشن ، شفاف
مرگ یعنی تضاد
زندگی سیبی نیست که توانی آن را گاز زنی با پوست
زندگی بی معناست

**********************************

نوشته شده در دوشنبه 1387/04/10ساعت 16:40 توسط مهناز| |



تو را می خواهم و دانم که هرگز

 

به کام دل در آغوشت نگیرم

 

توئی آن آسمان صاف و روشن

 

من این کنج قفس مرغی اسیرم

 

زپشت میله های سرد و تیره

 

نگاه حسرتم حیران به رویت

 

در این فکرم که دستس پیش آید

 

و من ناگه گشایم پر به سویت

 

در این فکرم که در یک لحظه غفلت

 

از این زندان خاموش پر گیرم

 

به چشم مرد زندانبان بخندم

 

کنارت زندگی از سر بگیرم . . .



 

نوشته شده در دوشنبه 1387/04/10ساعت 15:58 توسط مهناز| |

دردگنگ

نمي دانم چه مي خواهم بگويم

زبانم دردهانم بازبسته است

درتنگ قفس باز است و افسوس

كه بال مرغ آوازم شكسته است

نمي دانم چه مي خواهم بگويم غمي دراستخوانم مي گذرد

خيال ناشناسي آشنا رنگ

گهي مي سوزدم گه مي نوازد

پريشان سايه اي آشفته آهنگ

زمغزم مي تراود گيج و گمراه

چو روح خواب گردي مات و مدهوش

كه بي سامان به ره افتد شبانگاه

درون سينه ام دردي است خونبار

كه همچون گريه مي گيرد گلويم

غمي آشفته دردي گريه آلود

نمي دانم چه مي خواهم بگويم .


 
نوشته شده در دوشنبه 1387/04/10ساعت 15:5 توسط مهناز| |




./ دوست دارم مسافري باشم بي هيچ کوله باري از اين دنياي گنگ

مسافر يک جزيره (دور تادور آب) من باشم و يک دل و يک خدا

من باشمو تمام تنهاييهايم من باشمو لحظه هاي مقدس نياز

من باشم و منو منو منو منو ..... خدا و بس./

 

نوشته شده در یکشنبه 1387/04/09ساعت 15:47 توسط مهناز| |


مطالب عاشقانه.....عکسهای زیبا WWW.farhadkazemi.blogfa.com


مطالب عاشقانه.....عکسهای زیبا WWW.farhadkazemi.blogfa.com






ادامه مطلب
نوشته شده در یکشنبه 1387/04/09ساعت 2:28 توسط مهناز| |



بياد آور غم روز جدايي را

من از روز ازل، ديوانه بودم

ديوانه روي تو، سرگشته کوي تو

سرخوش از باده ي، مستانه بودم

در عشق و مستي، افسانه بودم

نالان از تو شد چنگ و عود من

تار موي تو، تار و پود من

بي باده مدهوشم ~ ساغر نوشم ~ ز چشمه نوش تو

مستي دهد ما را ~ گل رخسارا! ~ بهار آغوش تو

چو به ما نگري ~ غم دل ببري ~ کز باده نوشين تري

سوزم همچون گل، از سوداي دل

دل، رسواي تو، من رسواي دل

گرچه به خاک و خون ~ کشيدي مرا ~ روزي که ديدي مرا

باز آ که در شام غمم ~ صبح اميدي مرا ~ صبح اميدي مرا






نوشته شده در یکشنبه 1387/04/09ساعت 1:28 توسط مهناز| |



گفتم كه دوستت دارم ، گفتي كه باور نداري
گفتم اين كلمه را از حفظ نمي گويم از ته دلم مي گويم ، گفتي دلم را نيز باور نداري
سكوت تلخي كردم و از ته دلم آه كشيدم. مدتي سكوت با چشماني خيس
گونه ام خيس شد و قلبم شكسته
گفتي كه تو قلبم را شكستي ، گفتم كه قلبت شكسته نشد ، احساست در هم شكست
گفتي سكوت كن ميخواهم گريه كنم ، من نيز سكوت كردم و با گريه تو نا آرام شدم و اشك ريختم


گفتي بي خيالي از اشكهايم ،چيزي نگفتم ، و باز سكوت و يك آه تلخ
گفتي كاش كه عاشق نمي شدم ، گفتم عاشقي همه اين دردها را دارد
گفتي خسته شدي از همه كس ، گفتم من با تو مي مانم
گفتي خيلي تنهايي ، گفتم كسي كه عاشق است تنهايي را نمي شناسد
و باز گفتي تنهايي ، گفتم كسي كه عاشق است قلب يارش بايد همان تنهايي او باشد
گفتي كه اين حرفايت تكراري است ، گفتم به جز تكرارش راهي نيست


گفتي كه آغوشت را ميخواهم ، گفتم كه منتظر بمان عزيزم
گفتي كه شانه هايت را ميخواهم ، دلم به درد آمد از دوري ات و به غم نشستم
گفتي كه تو از حرفهايم پريشاني ، گفتم حرفي نيست و حرفهايت شكنجه اي بيش نيست
گفتي كه لبخندي بزن ، گفتم كه حس لبخند نيست
گفتم با اينكه اين كلمه تكراري است و با اينكه باور نداري باز ميگويم كه دوستت دارم
چيزي نگفتي و سكوت كردي

گفتم كه دوستت دارم ، دوستت دارم و دوستت دارم و اشك از چشمانم سرازير شد
و باز چيزي نگفتي و به جاي سكوت اينبار تو نيز مانند من اشك ريختي

 


نوشته شده در شنبه 1387/04/08ساعت 23:46 توسط مهناز| |

دوستت دارم    www.orchid.blogfa.com




عشق و دوست داشتن

عشق نيروي است در عاشق كه او را

به طرف معشوق مي كشاند

و دوست داشتن جاذبه اي است در دوست

كه دوست را به طرف دوست مي برد.........

عشق غذا خوردن يك حريص است......

دوست داشتن در سرزميني بيگانه

يافتني است...... عشق جنون چيزي

جز خرابي و پريشاني نيست ... اما

دوست داشتن در اوج معراج از سرحد

عقل فراتر مي رود به قله بلند افتخار


مطالب عاشقانه.....عکسهای زیبا WWW.farhadkazemi.blogfa.com





نوشته شده در شنبه 1387/04/08ساعت 23:25 توسط مهناز| |


 

نوشته شده در شنبه 1387/04/08ساعت 22:57 توسط مهناز| |


Design By : Night Skin